تبليغاتX
برشی از دغدغه های یک آموزگار

 

همکار ارزنده و گرامی جناب علی یوسفی

درگذشت ناباورانه همسر محترمتان را تسلیت می گوییم،ما را در غم خویش شریک بدانید.

                       کانون صنفی معلمان ایران                            

+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:58 |

 

 محمد رضا نیک نژاد

 امروز بیست و پنجم اردیبهشت،روز بزرگداشت دهقان توس"فردوسی بزرگ"است. بی شک این بزرگمرد ایران زمین نقش بی همتایی در نگهداشت هویت ایرانی داشته و همچنان پس از کم-و-بیش هزار سال دارد. روز پاسداشت این فرزند برومند ایران را به همه ی ایران دوستان شاد باش می گویم.

 خوشبختانه سالی که اکنون در روزهای پایانی اش هستیم،روزهایی با چند همکار کتاب خوان هم روز شده بودم.بودن یکی از این همکاران برای یک آموزشگاه مایه ی بسی بهروزی است، چه رسد به چند فرهنگی فرهیخته. در یکی از این روزها گفتگویی درباره شاهنامه و فردوسی در دفتر دبیران درگرفت و این سرآغازی شد که به دنبال دانش افزایی روانه خیابان انقلاب شدم و پس از یاری گرفتن از دوست دیرینه ی دانایی،چند کتاب درباره ی فردوسی و شاهنامه خریدم.یکی از این کتاب ها"فردوسی" نوشته ی زنده یاد"محمد امین ریاحی" بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 و ساعت 12:8 |

 

روزنامه آرمان ۲۴/۲/۹۱

چند ماه پیش،هنگامی که از زبان مدیر مدرسه مان شنیدم که گویا قرار است امروز،استاد پرویز شهریاری،در هشتاد و پنجمین زادروزش به مدرسه بیاید،حسی از شگفتی و خرسندی سراسر وجودم را فراگرفت. دوم آذرماه سال نود بود که در دبیرستان ماندگار فیروز بهرام- که روزگاری استاد در آن درس داده بود- جشن زادروز شهریاری را برپا کردیم،جشنی ساده و صمیمی،که کیک آن را یکی از دانش آموزان خوش سلیقه ی مدرسه درست کرده بود. یکی از همکاران خوش صدایمان هم خواند "جان مریم" زنده یاد محمد نوری را. جشنی ساده بود اما ژرف و پرشکوه و راستین؛مانند خود استاد پرویز شهریاری. شهریاری آمد و در یاد آموزگاران و شاگردان،نقشی ماندگار از خویش بگذاشت و رفت. در سخنان کوتاهش درس هایی از ریاضیات و زندگی گفت،و رو به دانش آموزان از شرط و قرارش برای هر شاگرد و دانشجوی ایرانی به هنگام خروج از کشور : " اگر می خواهید برای ادامه تحصیل به بیرون از ایران بروید،با خویش شرط بگذارید که بی گمان برخواهید گشت." و اکنون که در 22 اردیبهشت 91،شنیدم که استاد شهریاری،رخت از جهان بربسته است اندوه و افسوس سراسر وجودم را درنوردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:2 |

 نگاهي به زندگي و دستاوردهاي علمي استاد «پرويز شهرياري»

 اسفنديار معتمدي/ روزنامه شرق ۲۴/۲/۹۱

 اين كه بود كه بي‌درنگ و بي‌مقدمه از پشت گوشي تلفن گفت: «استاد پرويز شهرياري صبح جمعه چشم از جهان فرو بست.» چگونه توانست اين خبر دردناك را بيان كند؟ و مرا چنين در صحراهاي بي‌پايان اندوه رها كند؟ با شنيدن اين خبر بود كه آشفته شدم و به دنبال مسكن گشتم و حافظ را گشودم كه اين غزل آمد:
فاش مي‌گويم و از گفته خود دلشادم/ بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق/ كه در اين دامگه حادثه چون افتادم
من ملك بودم و فردوس برين جايم بود/ آدم آورد در اين دير خراب آبادم
كمي آرامش يافتم و بر خود مسلط شدم و پذيرفتم كه استاد «پرويز شهرياري» پس از عمري تلاش و خودسازي و اثرگذاري روي در نقاب خاك كشيده است. اما «پرويز شهرياري» كه بود و چه كرد كه هزاران نفر با شنيدن نام بلندآوازه‌اش حالت سپاس و ستايش به خود مي‌گيرند و او را از بيدارگران و بذرپاشان دانش و اميد در اين سرزمين مي‌دانند و مي‌نامند. او كجا به دنيا آمد و چگونه كودكي و نوجواني را پشت سر گذاشت و چگونه از پله‌هاي علم و معرفت بالا رفت و سرانجام به فردوس برين رسيد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:50 |

 

" اگر می خواهید برای ادامه تحصیل به بیرون از ایران بروید،با خویش شرط بگذارید که بی گمان برخواهید گشت."  این سخن و سفارش استاد پرویز شهریاری بود به دانش آموزان دبیرستان ماندگار فیروز بهرام،در دوم آذر ماه نود،هنگامی که در جشن هشتاد و پنجمین زادروزش شرکت کرده بود. من که یکی از آموزگاران ریاضی این مدرسه ام،آن روز برای بار دوم بود که شهریاری را می دیدم. بار نخست،پنج- شش سال پیش،در جشنی در خانه ی ریاضیات،و در سالن همایش پارک ورشو بود که توانستم استاد شهریاری را از نزدیک ببینم. اما آشنایی من با نام شهریاری،به دوران دبیرستانم برمی گردد،که یکی از دبیران مان کتاب "روش های جبر" شهریاری را معرفی نمود. پس از آن نیز،از شهریاری کتاب های بسیار دیگر دیدم،و برخی را گرفتم و خواندم و از آنها بهره ها بردم؛و همواره و با دیدن کتاب دیگری از استاد- که یا خود نوشته و یا به فارسی برگردانده بود- از این همه توانمندی،پشتکار و استواری،بر شگفتی ام افزوده می شد،و بر این نام بلند،آفرین و درود می فرستادم. راستش،نام شهریاری مرا به یاد ریاضیات ژرف،گیرا و اندیشه برانگیز می اندازد؛ریاضیاتی که سخت با زندگی آمیخته است و پرسش هایش،ریشه در پیرامون ما دارد. ریاضیاتی دشواره - بنیاد، که نگاهی اصیل به انسان می دهد و سراسر هستی آدمی را،درمی نوردد و درگیر خویش می سازد و توان اندیشگی انسان را می آزماید. در ایران و به نزد همه ی اهل ریاضی شاید،چنین ریاضیات ارزنده ای،سخت با نام پرویز شهریاری گره خورده باشد؛پس ناگفته پیداست که این نام بر چه جایگاهی می نشیند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:24 |

 

عزت‌الله مهدوي/ روزنامه شرق،21/2/91

 دغدغه خارج كردن آموزش‌وپرورش از روزمرگي و رساندن اين مجموعه بزرگ فرهنگي به مرحله‌اي كه در آن همچون يك موجود پويا و فعال بر پايه عقلانيتي تطهير شده كه بتواند رسالت واقعي خود را به انجام برساند با هر تغيير و تحولي در اشخاصي كه «مي‌آيند» مطرح و بعد از چندي دوباره در نوعي فراموشي غوطه‌ور مي‌شود. شايد با خود انديشيده باشيم كه چرا بخش زيادي از طرح‌هاي ارايه شده كه با اميد فراوان رسانه‌اي شده و با اعلام اينكه اين طرح از منظر انديشمندان هم عبور داده شده در عمل چندان تغييري ايجاد نكرده و بعد از چند مدتي به طومار روزمرگي پيوسته است؟ چرا برنامه‌هاي كلان كشور در مورد آموزش‌وپرورش آن بازدهي و بهره‌وري مورد انتظار را ندارد؟ عده‌اي بزرگ بودن اين وزارتخانه و تعداد زياد كاركنان را باعث كندي دانسته‌اند اما آيا وقت آن نرسيده با يك پرسش بسيار تلخ ولي جدي مواجه شويم و سعي كنيم پاسخ آن را بيابيم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:2 |

 

  به گزارش خبرگزاری خانه ملت،معلمان قشری هستند که بیشترین وقت خود را صرف آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان می‌کنند و نقش مهمی در درونی کردن ارزش‌های جامعه و همچنین در روند پیشرفت جامعه دارند، آموزش و پرورش زیر بنای توسعه هر جامعه‌ای محسوب می شود زیرا تربیت نیروی کار ماهر و خلاق از طریق آموزش صورت پذیر است...همه این‌ها در حالی‌است که در فروردین‌ماه سال ۱۳۹۰ دولت اعلام کرد که حمایت از معلمان از دغدغه‌های دولت است. اما در عمل چیزی جز نارضایتی و مشکلات روزافزون این قشر، جلوگیری از فعالیت فعالان آنان، تلاش برای باطل کردن پرونده کانون صنفی معلمان و در کل عدم رسیدگی به قشری که مسئولیت تربیت آیندگاه را برعهده دارند نمی‌بینیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 و ساعت 21:22 |

 

روزنامه آرمان،20/2/91

 از نخستین باری که پای سند ملی آموزش و پرورش به رسانه ها کشیده شد و نسخه های آغازین آن،بر تارنمای شورای عالی آموزش و پرورش منتشر گردید،سه- چهار سالی می گذرد. از همان روزها و تا به امروز،گفته می شد که این سند،راهنمایی است برای پیشبرد هدفمند کار آموزش و پرورش،و جلوگیری از رفتارهای سلیقه ای کارگزاران فرادست آموزشی؛که در دوره های کوتاه مدت مسئولیت خود،به انگیزه های گوناگون،دست به انجام کارهای بی بنیاد نزنند و بیش از این،بر نابسامانی های بزرگ ترین سامانه ی آموزشی کشور،نیفزایند. در خود مجموعه ی سند،هم از دگرگونی های محتوایی سخن رفته است،و هم از دگرگونی های ساختاری،اما آنچه که نمود بیشتری دارد و گویا هدف نویسندگان اصلی آن هم بوده،دگرگونی های محتوایی و درون مایه ای آموزشی است،نه تغییرات ساختاری و شکلی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:2 |

 

 پاییز با همه ی زیباییش مهمان طبیعت شده بود و طبیعت شبیه عروس مغروری بود که خیاط آفرینش برای آراستنش از هیچ رنگی کم نگذاشته بود. در میان باغ ها و مزارع که بسان تابلویی زیبا راه باریک و پر پیچ و خم روستا در آن گم می شد محو این زیبایی ها می شدم.

 همیشه این راه باریک را برای برگشتن به روستا،به جاده ی بی روحی که دل مزارع را بی رحمانه و ناشیانه شکافته بود، ترجیح می دادم. سه روز تعطیلی و دوری از مدرسه و اشتیاق دیدار دوباره ی بچه ها بر سرعت گام هایم می افزود. رابطه ی من و دانش آموزانم تنها رابطه ی معلم و شاگردی نبود. برای من آنها اعضای خانواده ام بودند. انگار سال ها با هم زندگی کرده بودیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 7:46 |

 

پیشکش به آموزگاران دربند : رسول بداقی،محمد داوری،عبداله مومنی،علی پورسلیمان و ...

دی.سی فیلیپس/برگردان : مهدی بهلولی

 همه ی جامعه های انسانی،از گذشته تاکنون،در آموزش و پرورش،سود شخصی خویش را جست و جو کرده اند؛و برخی باریک بینان ادعا کرده اند که آموزش(در بهترین حالت اش،آموزشگری)کهن ترین پیشه ی درجه دوم است. اگرچه،همه ی آنها،برای پشتیبانی از کنش ها و نهادهای آموزشی،سرمایه های بسنده به کار نمی گیرند،اما همگی،دست کم- به دلیل هایی که برای خودشان درست می نمایاند- اهمیت آموزش را می پذیرند. این که کودکان،ناتوان از نوشتن و شمردن زاده می شوند و از هنجارها و دستآوردهای فرهنگی اجتماع یا جامعه  ای که در آن پرتاب شده اند،ناآگاهند،یکی از همان دلیل هاست. پیداست که کودکان،با یاری آموزگاران حرفه ای،و دوستداران با انگیزه در خانواده و بستگان درجه یک(همچنین به کمک منابع آموزشی ای که از رهگذر رسانه ها،و امروزه،اینترنت،در دسترسِ همگی می باشند) در اندی سال،می توانند بخوانند،بنویسند،حساب کنند،و- دست کم اغلب- به راه و روشی شایسته از نظر فرهنگی،رفتار کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی بهلولی در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 20:23 |